منبع: woodmac.com
صنعت خورشیدی وارد مرحله جدیدی از اختلال می شود زیرا تشدید درگیری ها در خاورمیانه نه تنها بر اجرای پروژه های منطقه ای، بلکه بر مسیر توسعه زنجیره تامین جهانی نیز تأثیر می گذارد.
در کوتاهمدت، تأثیر آن در پروژههای در حال ساخت بیشتر قابل مشاهده است. تقریباً 110 گیگاوات ظرفیت خورشیدی در خاورمیانه در حال حاضر در حال اجرا یا مراحل مختلف توسعه است و نشانههای اولیه اختلال در حال حاضر نمایان شده است. در حالی که تأثیرات آن برای پروژههای در حال ساخت فوری است، خط لوله گستردهتر به طور فزایندهای در معرض تأخیر، تورم هزینه و عدم قطعیت عرضه قرار میگیرد. توسعهدهندگان و پیمانکاران EPC در پاسخ به عدم اطمینان روزافزون در مسیرهای لجستیکی و حملونقل، محمولهها را به تأخیر میاندازند، برنامههای تحویل را تنظیم میکنند و زمانبندی تدارکات را دوباره ارزیابی میکنند.

این چالش ها در درجه اول ناشی از افزایش ریسک در امتداد کریدورهای کلیدی دریایی، افزایش نرخ حمل و نقل و هزینه های بیمه بالاتر است. در نتیجه، انتظار میرود که CAPEX پروژه در سرتاسر منطقه بین 1 تا 3 درصد افزایش یابد و در برخی موارد زمانبندی راهاندازی چندین ماه افزایش یابد.
با این حال، تأثیر آن در خاورمیانه محدود نمی شود. اختلال لجستیک در حال حاضر به بازارهای جهانی، به ویژه اروپا منتقل شده است. هزینه حمل و نقل از چین به اروپا از زمان شروع درگیری تا 18 درصد در مسیرهای روتردام و حدود 10 درصد به جنوب اروپا افزایش یافته است. این افزایشها فوراً توسط توسعهدهندگان جذب میشوند و فشار هزینههای اضافی را در زمانی که صنعت انتظار کاهش مداوم قیمت را داشت، ایجاد میکند.
در حالی که این اثرات نزدیک{0}مدت مادی هستند، مفاهیم مهم تر ساختاری هستند. خاورمیانه بهعنوان یک مرکز بالقوه برای تولید انرژی خورشیدی، با دسترسی به انرژی کمهزینه، سیاستهای صنعتی استراتژیک، و نزدیکی به بازارهای تقاضای کلیدی پشتیبانی میشد. ظرفیت اعلام شده در ماژولها، سلولها و بخشهای بالادستی از 30 گیگاوات فراتر رفت، با جاهطلبی برای خدمت به تقاضای داخلی و بازارهای صادراتی.
اختلال فعلی این مسیر را به تاخیر می اندازد. جدول زمانی پروژه تمدید می شود، تصمیمات سرمایه گذاری به تعویق می افتد، و توجه به سمت ثبات عملیاتی کوتاه مدت معطوف شده است. نکته مهم این است که تاثیر فراتر از مونتاژ ماژول است. توسعه زنجیره تامین قطعات پشتیبانی کننده - از جمله شیشه خورشیدی، قاب های آلومینیومی، و سازه های نصب - نیز به تعویق افتاده است. این مولفهها برای دستیابی به تولید رقابتی و بومیسازی هزینه- حیاتی هستند. بدون آنها، تولید همچنان به نهاده های وارداتی وابسته است و از نظر ساختاری کمتر رقابتی است.
این تاخیر پیامدهای مستقیمی بر تنوع زنجیره تامین جهانی دارد. بهجای تسریع در توسعه قطبهای تولید جایگزین، محیط فعلی احتمالاً اتکا به زنجیرههای تأمین تاسیس شده، بهویژه در چین را تقویت میکند. مقیاس، ساختار هزینه و ادغام اکوسیستم تولید چین بی بدیل است و تاخیر در مناطق رقیب این موقعیت را بیشتر تقویت می کند.

در عین حال، این اختلال آسیب پذیری هایی را در عرضه بالادستی، به ویژه در ایالات متحده، آشکار می کند. در حالی که انتظار می رود ظرفیت مونتاژ ماژول ایالات متحده تا سال 2026 به 50 تا 60 گیگاوات برسد، تولید سلول داخلی به طور قابل توجهی کمتر است و باعث ایجاد اتکای ساختاری به سلول های وارداتی می شود.
سهم قابل توجهی از این عرضه از مناطقی است که اکنون در معرض خطر بالا هستند، از جمله عمان و اتیوپی. در صورت وقوع اختلالات، ایالات متحده ممکن است 20 تا 25 درصد از عرضه سلول خارجی خود را از دست بدهد، در دسترس بودن تنگ تر شده و قیمت سلول ها 2 تا 4 سنت در هر وات افزایش می یابد. این میتواند پیامدهای مستقیمی بر هزینههای تولید، زمانبندی پروژه و سرعت توسعه ظرفیت داخلی داشته باشد.
روی هم رفته، این تحولات به تغییر در پویایی بازار اشاره دارد. در کوتاه مدت، فشارهای هزینه از طریق تدارکات دوباره- ظهور می کند. در میان مدت، محدودیت های عرضه - به ویژه در سطح سلولی - احتمالاً فشار صعودی بر قیمت ها وارد می کند. در بلندمدت، انتظار میرود که تاخیر در توسعه تولید در خاورمیانه، جدول زمانی متنوعسازی زنجیره تامین جهانی را افزایش دهد.
نتیجه یک محیط عملیاتی پیچیده تر و کمتر قابل پیش بینی برای توسعه دهندگان، تولید کنندگان و سیاست گذاران است. در حالی که صنعت خورشیدی از طریق اختلالات قبلی انعطاف پذیری خود را نشان داده است، وضعیت فعلی میزان تبدیل شدن ریسک ژئوپلیتیکی به یک عامل تعیین کننده در توسعه زنجیره تامین را برجسته می کند.
بهجای تسریع انتقال به سمت یک پایگاه تولیدی توزیعشدهتر، مناقشه خاورمیانه احتمالاً این انتقال را به تاخیر میاندازد و تمرکز عرضه موجود را حداقل در چرخه سرمایهگذاری بعدی تقویت میکند.








